: شماها کی هستین ؟

- امدادگر از گردان ۱۰۴ ، قربان !

اومدیم به زخمی ها کمک کنیم

: اونا رو بندازین . اسلحه بردارین و دنبالم بیاین !

ریبن : میشه این مسئله رو برام روشن کنین ؟

جون ِ ما هشت نفر رو به خطر بندازن که یه نفر رو نجات بدن ؟

دکتر - ریبن ، به اون مادر بدبخت فکر کن !

: هی دکتر منم یه مادر دارم . درسته ؟

یعنی تو هم یه مادر داری . سارج هم یه مادر داره . حتی کاپیتانم یه مادر داره !

( به کاپیتان نگاه می کند ) حالا کاپیتان نداره . بقیه ی ما که داریم .

آبهام : اینجا چون و چرا نداریم !

اینجا فقط انجام وظیفه و مُردن داریم !

: می دونی تا حالا چن نفر از افراد تحت فرمانمو از دست دادم ؟

- چند نفر ؟

: دقیقا ۹۴ نفر !

اما این معناش اینه که مثلا جون ده برابر اونا رو نجات دادم ، مگه نه ؟

شایدم بیست برابر . بیست نفر به ازای هر نفر

اینجوری واسه آدم راحت تره !

اینجوری می تونی یه انتخاب منطقی بکنی بین جون افرادت و وظیفت !

غیر از این یه بار

این دفعه ماموریت واسه یه نفره !

امیدوارم این رایان ارزششو داشته باشه

: اون ضرب المثله چی بود ؟

« اگه خدا با ماست پس کی با اوناست ؟! »

« نجات سرباز رایان » محصول سال ۱۹۹۸

کارگردان : استیون اسپیلبرگ

نویسنده : رابرت رودت

موسیقی : جان ویلیامز

بازیگران : تام هنکس . ادوارد بارنس . مت دیمون . و . . .

صحنه هایی که خودشون یه دنیا حرف دارن نیازی به دیالوگ ندارن .. ببینید این فیلم رو...


  به قلم پــــدرخــــوانـــــدهـ